استقبال سرد

-: عروس خانوم وکیلم؟!

عاقد برای سومین بار این سوال را می پرسید و دختران دیگر نه می توانستند یکصدا فریاد بزنند عروس رفته است گل بیاورد و نه گلاب. اتاق سرار سکوت بود کمی بعد فقط صدای پای عروس شنیده شد که از روی صندلی برخاست و داماد را کنار سفره عقد تنها گذاشت.

×××

-اخه چه مرگت شده دختر،چرا با ابروی من بازی می کنی؟

-: درو ببند بابا نمی خوام کسی صدامونو بشنوه

(پدر سراسر داد بود و دختر سراسر التماس)

-: دختر تو داری با کی لجبازی می کنی، آخه این پسر چه مشکلی داره؟

-: بابا تو چرا متوجه نیستی

ـ: زود باش برگرد مهمونا منتظرن

-: بابا تو از من چی می خوای؟!

-: می خوام عاقل باشی و لگد نزنی به بخت خودت

-: بابا من شوهر دارم می فهمی؟!همین جا توی همین اتاق خودت دستمو تو دست علی گذاشتی،خودت عقدمون کردی یادت نیست؟

-: جوونی تو پای یه قاب عکس شکسته حروم نکن دختر

-: تو شکستیش

-:(پدر می شکند و همه ی وجودش اشک می شود) خودت میدونی من چقدر علی رو دوست داشتم،ولی دختر اون دیگه برنمی گرده،خودم دیدم که خاک شد،خاک و پاک!

این اولین بار بود که پدر در تمام این 10 سال بی خبری از علی این طور درباره اش خبر می داد حالا دختر تنها یک راه داشت،راهی که به سفره عقد ختم می شد.

×××

26 مرداد 69 مادران و همسران آمده اند کنار جاده،با قاب عکس هایی در دست تا شاید نشانی از گمگشته ی خود بیابند،اتوبوس ها یک به یک از راه می رسند. جوانی خاکی و نحیف با چشم امید از پنجره اتوبوس حاشیه جاده را می پاید تا شاید اشنایی به استقبالش امده باشد.....

 

/ 64 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صفورا

نه فکر کنم حسابی این خواهر مار و از راه به درش کردین.نیاز مند فوری به تنبیه داره.زینب جان نمی شه این چیزارو نیای به اینا بگی.اصلا مگه شما ها کنکوری نیستین.بشینین درستون و به خونین[عصبانی]باور کنین اینا سوالای کنکور نیست ها.تازه واسه سنتونم زیادی گندست.[عصبانی][نیشخند]

حسين...

زيبا بود ولي نخ نما...

غریبه

از الان تا هفت ماهه دیگه صلوات بفرستم؟

Fatemeh

وااای صفوراجون!چرا اینقد عصبانی میشی ?!این شتریه که در خونه هر دختریو میکوبه!اصلا بی خیال صبراجون خدا صبرت بده

Fatemeh

اره عزیزم.اسمت بهت میاد, خیلی بامسماس[ماچ][لبخند]

Fatemeh

فدای تو.[قلب] حالا ذوق مرگ نشو هنوز جوونی کلی ارزو داری و منتظر هیجانی... زینب جون اینقد طفلکو اذیت کردی که زبونش نمیچرخه اسمتو درست بگه [گل][چشمک][گل][ماچ]

نسیم بهشت

سلام خواهر خوبم خوبی انشاءالله، چند روزی هست به ما سر نمی زنی نکنه من مرتکب خطا شدم و اطلاع ندارم باور کن وقتی میومدی و نظر می گذاشتی کلی ذوق می کردم. در ضمن به روزم و منتظر حضورتون هستم موفق باشی

غریبه

نه عمه خانم ولی شما فکر کنم آره

غریبه

سلام بر شما هم مبارک چه عجب؟