مشکلات امروز ما نباید باعث شوند که، دست از تلاش برای موفقیت فردایمان برداریم

این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود . هر روز اختراعی جدید در آن

شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.

در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون

اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا

کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموران فقط برا ی جلوگیری از

گسترش آتش به سایر ساختمانها است!

آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود...

پسر با خود اندیشید که احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و

لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال

تعجب دید که پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است

و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند!!!

پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در

بدترین شرایط عمرش بسر می برد.

ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از

شادی گفت: پسر تو اینجایی؟

می بینی چقدر زیباست؟!! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟!! حیرت آور است!!!

من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به

وجود آمده است ! وای! خدای من، خیلی زیباست ! کاش مادرت هم اینجا بود و

این منظره زیبا را می دید . کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره

زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!!

پسر حیران و گیج جواب داد : پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از

زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟!!!!!!

چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!

پدر گفت : پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید . مامورین هم که تمام

تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که

دیگر تکرار نخواهد شد...!

در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکر می کنیم ! الآن

موقع این کار نیست! به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را

نخواهی داشت!!!

توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و

همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان

نمود . آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد...

مشکلات امروز ما نباید باعث شوند که، دست از تلاش برای موفقیت فردایمان برداریم!!!!!!!!

/ 49 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهروز

معبودا مرا به بزرگی چیز هایی که داده ای آگاه و راضی کن تا کوچکی چیز هایی که ندارم ، آرامشم را بر هم نزند [گل][گل][گل]

سوگل

سلام صبرا جون. من یک وبلاگ درست کردم. البته تازه کارم و خوشحال می شوم که اگر مقدور بود راهنماییم کنید. [قلب][ماچ]

رضا

ما از آگاه‌ترين و شجاع‌ترين مردان روزگار سخن مي‌گوئيم كه تاريخ به چشم خود نظير چنين مرداني را نديده است. هنوز صداي خس خس سينه‌هاي خسته‌شان از پشت خاكريزهاي استقامت به گوش مي‌رسد و زمزمه‌ي مناجات نيمه شبشان طلوع فجر را رقم مي‌زند. هنوز خورشيد از گرمي وجود آنان گرما مي‌گيرد و باران از لطافت آنان به محيط طراوت مي‌بخشد و نسيم از صفا و اخلاص آنان رايحة وصل را به ارمغان مي‌آورد. هنوز آخرين جرعه‌هاي آب قمقمه از دست تشنه لبي به دست تشنه لبي ديگر مي‌رسد زيرا كه آنان سيراب معرفت و شاگردان علمدار كربلايند. حقيقت قطره خون شهيدي است كه انوار وجودش پرتو افشاني مي‌كند و مانند مشعل هدايت بشريت گمراه را به راه راست هدايت مي‌كند. كجايند مردان بي‌ادعا؟

منتظر

قصه عشقت را ...... به بيگانگان نگو ؛!!!!!! چرا که اين کلاغهاي غريب بر کلاه حصيري مترسک نيز ، آشيانه مي سازند... تقدیم به صبرا وزینب[گل]

آرمانهای یک ملت

امام صادق(ع) فرمودند «اگر شخص گناهکار نتواند در شب های با برکت ماه رمضان به ویژه شب های قدر خود را در معرض نسیم رحمت الهی قرار دهد و آمرزیده شود تا سال آینده بخشوده نمی شود مگر این که عرفه را درک کرده و از فضائل آن روز بهره گیرد.»

آرمانهای یک ملت

امام صادق(ع) فرمودند «اگر شخص گناهکار نتواند در شب های با برکت ماه رمضان به ویژه شب های قدر خود را در معرض نسیم رحمت الهی قرار دهد و آمرزیده شود تا سال آینده بخشوده نمی شود مگر این که عرفه را درک کرده و از فضائل آن روز بهره گیرد.»

رضا

عرفه یعنی مردم! بدانید کعبه ای که شما دور آن می گردید خود به گرد حسین فاطمه می گردد عرفه یعنی مردم! بدانید که شیطان گاهی وقت ها با اعمال پر از ثوابی چون حج شما را از وظیفه تان غافل می کند. عرفه یعنی مردم! حواستان باشد یک وقت اسیر ظواهر دین نشوید عرفه یعنی مردم! به خدا قسم حسین باطن دین است، به خدا قسم دین بدون حسین بی معناست... عرفه یعنی مردم! هیچ حواستان هست که تنها 20 روز تا محرم باقیست...؟

سوخته

سلام..این آدرس جدیدمه..امیدوارم خوب درس بخونیدوموفق شید[ماچ]

حاجی

چه زیبا است آن پرچم سیاهی كه بالای گنبد تو به اهتزاز در آمده است و چه شیرین است آن لحظه ای كه برای مصیبت تو پیراهن سیاه برتن می كنم و شال سیاه عزایت را بر گردن می اندازم. آری، من یك سیاه پوشم..... به عشق حضرت عشق حسین

meysamne

برادری به تعداد نیست ، به وفاداری است؛ یوسف یازده برادر داشت وحسین (ع ) ، تنها عباس (ع) را ... ایام حسینی برشما تسلیت باد