تو هدیه به خدایی

را ارزانی شش هایت می کند تا همیشه با طراوت باشی به قلبت نگاه کن که روی تو حساب ویژه ای باز کرده و یک لحظه از تپش نمی افتد تا زنده بمانی زمین برای تواست که فضا و مکانش را در اختیارت قرار داده تا از آن بهره ببری.

زمان ازآن توست و میتوانی استفاده های زیادی از آن ببری خورشید برای تو می تابد گیاه برای تو می روید میوه ها به عشق تو می رسند

شب برای تو می آید تا به آرامش برسی و روز با خوشحالی تو را در آغوش می گیرد تا در کنارش تلاش کنی و خیلی چیز هارا یاد بگیری و برای دیگران مفید باشی.

راستی با این همه هدیه خداوند خودت را در کجا می بینی در آیینه قلبت,کردار و گفتار و رفتارت؟در پاسخ به این سوال4جوابی از بد تا عالی کدام را انتخاب می کنی؟چقدر برای خودت ارزش قائلی؟

چه قدر خودت را دوست داری؟نکند خودت را یک جسم بیهوده بدانی !نکند به خودت بگویی که به هیچ دردی نمی خورم! نکند با ناله بگویی که بودنم در این دنیا چه فایده دارد!نه,این حرفا به تو نمی آید,چون تو هدیه خداوند در زمینی اگر قدر خودت را بدانی و به ارزش خودت پی ببری چشمه دانایی از قلبت می جوشد و گل دانش در ذهنت شکوفا می شود .کمی به قدرو منزلت خودت بیندیش تا نشان نادانی بر پیشانی ات حک نشود .برای دانا بودن همین کافی است که خودت را مفید بدانی و در نظر دیگران ارزشمند باشی .

دانا کسی است که قدر خود را بداند و در نادانی انسان همین بس که ارزش خود را نداند.

                                                                             نهج البلاغه خطبه 103

((نوشته علی بابا جانی))

/ 1 نظر / 10 بازدید
Fatemeh

[گل][قلب][گل]