تو انتخاب شده بودی ((چمران))ای (مصطفی ))عاشق

 چنان که تو کشور به کشور گشتی تو انتخاب شده بودی تفسیر ((اطلب العلم و لوبالصین)) در قامت تو دلیل راه شده بود که هم پی آموختن دانش نیمکت نشین دانشگاه برکلی آمریکا شدی و هم رنج این همه راه را به جان هموار کردی تا راه را نشان بدهی به کسانی که پی راه تازه اند راهی که تا مصر تا سوریه تا لبنان  به جهاد فراز میافت.

 تو انتخاب شده بودی مصطفی, جان تو با ((من المومنین رجال صدقوا...)) شرح میافت و با  ((ماعاهدوالله علیه ))تابناک می شد و مثل همه یاران شهیدت که به خون در خاک خدارا فریاد می کردنند و به شکرانه این عشق اذان می خواندند و نماز اقامه می کردند و تو در چهره شان یک شهید را می دیدی که تا شکوفا شدن یک سلام فاصله داشتند و تا علیک خداوند پرمیکشیدند.

 تو انتخاب شده بودی مصطفی  ((فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلواتبدیلا )) زندگی تو بود که شهادت را به انتظار ایستاده بودی به دنبال شهادت می دویدی از لبنان تا ایران و در این راه فرشته ها نفس به نفس تو بودند که انتخاب خدا بودی تامبارک هنگامه ای که در کربلای دهلاویه ((یا ایتها النفسه مطمئنه)) را شنیدی ((ارجعی الی ربک ))تو را بر سر شوق آورد تا ((راضیه مرضه )) را در رقص خون نقش کنی و سبکبال تا ((فدخلی فی عبادی ))پر بکشی ((ودخلی جنتی)) را به تجربه بنشینی.

 تو انتخاب شده بودی مصطفی شهادت تورا انتخاب کرده بود چنانکه تو به این انتخاب سرخ رسیده بودی و این انتخاب را به همه نسل ها و عصرها آموختی چنان که در جبهه جهاد از لبنان تا ایران میان نسل ها گره میزدی میان دانش آموزان تیم لبنان تامردان قامت کشیده مقاومت تا از میان مردانی بیرون بیایند که مرگ را به بازی بگیرند و در ایران نوجوان را به میان سال و هردو را به پیران ره طی کرده پیوند میزدی تا طراوت جوانی و اندیشه تعالی یافته در میدان جهاد شکوهی صد چندان یابد تو حلقه واسطه عشق بودی در جبهه جهاد و هنوز هم بسیارند آنانی که در کلاس درس تو عاشق میشوند.

                     ای شهید ای مصطفی چمران

/ 24 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غریبه

اذیت! چون بکسی نگفتم نه کی گفته مثلا:فریب کلماتش را نخور الف که اولین حرف الفبا بود کاه رفت سرش وای بحال بقیه حروف

رضا

حسين سلطان عشق، عباس ساقي عشق، زينب شاهد عشق و سجاد راوي عشق کاروان عشق در راه است و خود “عشق” نيمه شعبان خواهد آمد" اعياد شعبانيه مبارک

غریبه

1- مشورت غیره استادیه 2-من استاد نیستم و شاگردم چون دارم درس میخونم 3-گفتم شما هم یه ثوابی برده باشید

غریبه

حل کردن مشکله مردم،الافیه؟؟ به همه بگم به شما هم بگم هر طور راحتی

سیاوش

ماه از درونِ شب به زمین فحش می‌دهد تکرار می‌شود همه‌چیزی به رنگِ زرد بنگر؛ آغوشِ خنده به رویم شکسته‌است از شاخه‌های درختی که کشته شد “تابوتِ مردنِ پرواز” زنده‌است دیگر همیشگی شدنِ شعر مرده‌است. ٭ از خویش خسته‌ام هر چیزِ تازه در دلِ من می‌شود سیاه هر رنگِ تازه در نظرم می‌شود تباه هر روز می‌شکند ریسمانِ من هر روز پاره می‌شود ایمانم از گناه

غریبه

شاید اشتباه شد ممنون از شعرتون در پناه خدا باید برم چرا اینقدر خصوصی میفرستید؟ اگه اسمم بود خصوصی

غریبه

مهم اینکه خدا قبول کنه. به نیت شما اجر بده