طلوع خورشید جود و سخا , ابن الرضا حضرت جواد الا ئمه (ع) مبارک

 

سلام حضرت باران سلام یا مولا

امام زاده ی سلطان سلام یا مولا

 

گدا برای تو بودن بهانه می خواهد

ظهور معرفتی عاشقانه می خواهد

 

 شکوه حسن تو را آسمان نمی داند

سرود اوج تو را جز ملک نمی خواند

 

نگاه لطف تو را عالمی گدا بوده

فقیر منّت آیات هل اتی بوده

 

سحاب رحمت و رافت ، عطای بی منّت

جواد جود و کرم ، نور ذاتی عصمت

 

قنوت صبح دعا در نگاه شبهایت

نشسته خیره به هر لحظه ی تماشایت

 

به جان خریده ام آقا مدال دینت را

شکوه صبح طلایی کاظمینت را

 

رفیق نیمه شب از آسمان دعایم کن

برای صبح زیازت مرا صدایم کن

 

صدا کن ای تو مرا مقتدای زیبایی

سرود آبی گلواژه های دریایی

 

مدام معتکفم در حریم احسانت

نشسته ام به گدایی روح ایمانت

 

نشسته ام که امام الهدی مرا بخری

مرا خریده و تا وادی فنا ببری

 

شبیه رقص کبوتر کنار آینه ها

طواف می کنم این لحظه ها به دور شما

 

کنار شمع وجودت که حرف سرما نیست

تو هستی از چه بترسم که نار بر ما نیست

 

/ 35 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ياسي

در خلوت یاران اثری بهتر از این نیست در چله گرفتن ثمری بهتراز این نیست ما خم شراب از جگر غوره گرفتیم در میکده ی ما هنری بهتر از این نیست سجاده بیارید که تا صبح نخوابیم در بین سحرها – سحری بهتر از این نیست ما درد نگفتیم ولی باز دوا کرد در شهر، طبیب دگری بهتر از این نیست حق داشت بنازد پدر پیر مدینه در هیچ کجایی پسری بهتر از این نیست گفتند جواد است سر راه نشستیم در جمع گدایان خبری بهتر از این نیست پر کرد به اجبار خودش کیسه ی ما را در کوچه ی ما رهگذری بهتر از این نیست گفتند سلامی بده و زائر او باش دیدیم در عالم سفری بهتر از این نیست پس زائر یاریم توکلت علی الله ما عبد نگاریم توکلت علی الله ابروی تو و تیغ بلا فرق ندارند در طرز شهادت شهدا فرق ندارند کافی است که پای تو به یک سنگ بگیرد این گونه که شد سنگ و طلا فرق ندارند ایام طفولیت تو عین بزرگی است در معجزه، ایام خدا فرق ندارند از رحمت تو دور نبودند،سیاهان وقت کرم تو، فقرا فرق ندارند پایین سرسفره تو نیز چو بالاست در خانه ی تو شاه و گدا فرق ندارند ما کار نداریم رضا یا که جوادی در مذهب ما آینه ها فرق ندارند تو آمده ای تا که سرآمد شده باشی یکبار دگر نیز

ياسي

در واژگان شعر من طفلی بخواب است گویی که او دردانه ی ناز رباب است لالا بخواب آرام ای زیبای بابا حالا که بابایت به لبخندی مجاب است شاعر به لبخندش شدم وقتی که خوابید شاعر نه ؛ بیتابی که خود در پیچ وتاب است اشکی میان واژه های شعر خندید یعنی که خون او به فردایی حساب است لبخند تو ؛ آری تمام جرمت این بود تیری به لبخندت ببین حالا جواب است گل غنچه ؛ای غلتان خون در اوج معنی یعنی که اینجا نقطه اوج کتاب است

ياسي

عزيزم با افتخار لينك شدي[قلب] منو با اين عنوان بلينك ( عاشقانه هاي يك مترسك )

Sajad

منو بگو که نگران این فضام!! حتما صلاح دونستم خصوصی باشه.یه کم جنبه ابراز احساسات داشته باش[شوخی] اگه تونستی,این یکیو بدون تغییر عمومی کن![نیشخند]

Fatemeh

زینب جونم من از طرف صبرا ازت معذرت میخوام.تقصیر صبراس!اخه من خصوصی میذارم صبرا عمومیش میکنه! صبراجون خدا به دادت برسه

صبرا

در دیاری که رفیقان همه دل می شکنند به تو نازم، که وجودت غم دل می شکند این واسه فاطمه جون ناراحت نباش از دستم [ماچ][ماچ][ماچ]

Fatemeh

تقدیم به شمعی که پروانه اش منم تقدیم به طلوعی که افتابش منم تقدیم به دوستی که دوستدارش منم (اینم واسه صبراجونم اونقد بیجنبه نیستم که ناراحت شم گلم) [ماچ][ماچ][گل][ماچ][ماچ]

فاطمه زهرا

سلام علیکم ماه رجب آمد و بت کفار بهم ریخت هیبت ز می و ساقی و دلدار بهم ریخت می برد خدا سوده زیادی زخلایق القصه علی آمد و بازار بهم ریخت میلاد یگانه مو لود کعبه و روز مرد بر شما مبارک در ایام اعتکاف و ایام البیض به یاد بنده ی گناهکار هم باشید ممنون التماس دعا یازهرا (3 صلوات هدیه به مولا)

razeqadalatdost

سلام تشکر از این که به ما سر زدید باز هم بیا منتظر ات هستم همیشه بیا خوش میشم تشکر میرسی