وعده دیدار نزدیک است...
حدیث عشق اگر خواهی بیا با ما 

عناصر نمادین و نشاندهنده کابالیسم و صهیونیسم چیست؟

علاوه بر نمادهای عرفانی مشترک بین مکاتب مختلف عرفان و تصوف ، اشتراکات دیگری هم دارند . برای نمونه مسئله آرماگدون و منجی است که خیلی برای آنها مهم است . آخر الزمان آنها بسیار شاخص است.........


عناصر نمادین و نشاندهنده کابالیسم و صهیونیسم چیست؟

علاوه بر نمادهای عرفانی مشترک بین مکاتب مختلف عرفان و تصوف ، اشتراکات دیگری هم دارند . برای نمونه مسئله آرماگدون و منجی است که خیلی برای آنها مهم است . آخر الزمان آنها بسیار شاخص است، اینها در فیلم هایشان به وفور مطرح است. همچنین مسئله «آنتی کرایست » است ؛ آن شیطان ،هیولا یا ضد مسیح که می آید و دنیا را تهدید می کند . گاهی به آن دجال هم می گویند .  البته دجال از نظر مسیحیت و یهودیت با دجال بین مسلمانان ،خیلی فرق دارد ، اینکه چرا بسیاری از فیلم های دوران کنونی، فیلمهای وحشتناک و ترسناک هستند و چرا آنقدر جهان را وحشتناک سیاه نشان می دهند، دقیقا همین است که می خواهند خطر ظهور ضد مسیح یا شیطان را به بشر گوشزد کنند و بگویند که تنها منجی ما نجات بخش همه بشر است، در فیلم هایی که در چند دهه غرب تولید کرده است، فیلم های ترسناک و هراس آور زیادی را شاهد بوده ایم .همیشه یک خطری جایی را تهدید می کند؛ برای نمونه زامبی ها، آنها که می میرند و با یک حالت وحشتناک تبدیل به زامبی می شوند، ویروسی که همه را زامبی می کند، یا زنبورها و سوسک ها یا حشرات بزرگی که به افراد بشر حمله میکنند یا آتش و آتشفشان یا سیل و زلزله ای که خواهد آمد یا بیماری های فراگیری که همه را تهدید می کند یا بیگانه ها، فضایی ها و تروریست هایی که هیچ نمی فهمند .

همیشه رسانه های غرب آدم ها را از یک چیزی می ترسانند؛آدم های جامعه خودشان و دنیا را سیاه نشان می دهند که صبح بیدار میشوی و ناگهان خود را در یک زنجیر می بینی که اگر خودت را از آن خلاص نکنی بابدترین شکنجه ها روبرو خواهی شد. همیشه ترس را به شما القا می کنند، به گونه ی که اگر در خانه هم باشی، دچار وحشت هستی. چند سال پیش یکی از محققان و کارگردانان آمریکایی به نام مایکل مور،در فیلمی به نام «بولینگ برای کلمباین» بررسی کرد که چرا در آمریکا درسال، بازده هزار قتل با گلوله انجام می شود؛ یعنی بیشتر از همه کشورها ! ابتدا نظریه ای ارائه داد که شاید به دلیل سابقه خشونت بار امریکا باشد، تحقیق کرد و به این نتیجه رسید که نه! چنین نیست. در خیلی از کشور های دنیا این سابقه بیشتر است. نظریه بعدی را ارائه داد که دلیل بعدی خشونت زیاد آمریکایی ها این است که اسلحه بیشتری در اختیار آنان است؛ دید نه! در کانادا بیشتر است. در نهایت به این نتیجه رسید که این وضع فاجعه بار، حاصل ترسی است که رسانه ها در جامعه می پراکنند. مرتب در رسانه ها القا می کنند که به زودی سیل می آید. آفات حمله میکنند، تروریسم حاکم میشود. فیلم ها به شدت آدم ها را می  ترسانند، جهان راسیاه می نمایانند. همیشه انگار وحشتی در این جهان حاکم است،ارواحی می خواهند این جهان را بگیرند، شیطان می خواهد بیاید. در تداوم تبلیغات رسانه ای و سینمایی شان، میگویند ما هستیم که می توانیم علیه شیطان و این جهان سیاه بجنگیم، علیه این قاتل های زنجیره ای، این دستگاه ماست، این چشم آبی های آمریکایی هستند که می توانند این کار را بکنند ما هم برای اینکه شروران را سرکوب کنیم، باید برویم و در خانه های آنها، آنها را سرکوب کنیم. بدین نحو لشگر کشی های پرخرج خود را هم توجیه می کنند. این عناصر نشان دهنده رز فکر سردمداران امروز سرمایه،رسانه و سینماست که به طور مشخص کابالیست ها و صهیونیست ها هستند.

در چنین شرایطی که سینمای غرب چنین فعالیت هایی دارد، سینمای ایران چه برنامه هایی داشته یا در آینده خواهد داشت؟

به واقع سینمای ایران هیچ برنامه ای نداشته و فکر هم نمی کنم در آینده با این عوامل سینمای موجود، کار مهمی انجام دهد شاید بفرمایید این بد بینانه است ولی شما را به ساختاری که سینمای ایران دارد توجه می دهم. ببینید شما اگر به کسی یا به چیزی امید داشته باشید، برمی گردد به ساختار آن، برای نمونه فرض کنید فرزندی دارید که نبوغ خاصی در او می بینید، آنگاه می گویید این بچه اگر تلاش کند،در آینده یک چیزی می شود، در این سینمای موجود متاسفانه آنهایی که دارند اداره می کنند و ساختارش را دارند، دست کم آنهایی که نبض کلیدی را در اختیار دارند، یعنی تهیه کنندگان و تولید کنندگان به طور مشخص، این ایده ها را ندارند. در باره فیلم سازها صحبت نمی کنم. برخی کارگردانان، آدم های خلاق و متعهدی هستند ولی به طور مشخص تهیه کننندگان، در باره این مسئله فکر نمی کنند که این مضمون، سمبل یا تفکر صهیونیستی است،کابالیستی است، یا آخرالزمانی است. به قول معروف این کاره نیستند. تنها فکرشان ان است که فیلمی سرگرم کننده و گیشه پسند بسازند. در نهایت از این سینما آبی گرم نمی شود، مگر اینکه یک تحول خاصی در آن به وجود بیاید. متاسفانه تاثیر این تفکرات در جامعه فهمیده نمی شود. این احساس نمی شود که جهان غرب و صهیونیست ها این فعالیت ها را علیه ما آغاز کرده اند. همه فکر می کنیم می توانیم گفت و گو و مصالحه کنیم. نه! مصالحه ای در کار نیست، اصلا نمی تواند گفت و گویی باشد، اصلا آرمان ها با هم متفاوت است. آنها امام زمان ما را (نعوذ بالله) ضد مسیح و رئیس شیاطین می خوانند. چه طور می توانیم با آنها مصالحه کنیم! آنها ما و اجداد ما را شیطان، نیروی شر و محور شرارت نامیده اند و در فیلم هایشان نشان داده اند. تنها 120 کانال تلویزیونی به تبلیغ مرام اوانجلیست ها مشغول هستند. در سال، حدود 1000 فیلم در آمریکا ساخته می شود، حدود 600 یا 700 عدد آن تبلیغ این آرمان ها و اسطوره هاست. ما چه کرده ایم ؟ صدا و سیما و سینمای ما چه کرده است؟ در طول این 28 سال چه فیلمی دربار ی یکی از مظاهر امام زمان(عج) ساخته ایم؟ آنقدر در این جامعه ی هنری ما کار نشده که نسل بعدی از امام زمان(عج) می ترسند ولی از مسیح آن ها نمی ترسند! چون آثار بسیاری از مسیح و قدیسان مسیحی در ویدیوکلوپ ها ، ماهواره ها و حتی تلویزیون پخش شده است ولی متاسفانه یک فیلم درباره امام عصر(عج) نساخته ایم.

 

[ پنجشنبه ۱۳٩۱/۱/۳ ] [ ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ] [ زینب ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ای کاش همه به جایی برسیم که هر روز بگوئیم : ای فردا، هر چه می توانی کن؛ که امروز را به تمامی زیسته ام ...!
نويسندگان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
 
امکانات وب